حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
18
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
دست آمده به نگارش خاطرات خويش پرداخته است . گاه شرح موجزى از واقعه نگاشته ، تفصيل را به حصول فراغتى موكول كرده . تقرير تفصيل بعدى ، گاه پارگى كلام را موجب آمده است و در مواردى ، اندك تكرار را سبب گشته . معهذا ، اين تكرار و گسيختگى رشتهى حوادث ، نه چنان است كه نگارنده را مطلب از دست شود و نه چندان كه خواننده را كسالتى رسد . در بيان حوادث و ثبت واقعات ، نگارنده را قصد پرداختن تاريخ عصر خويش نبوده است ؛ بلكه ، خود را در مركز حوادث نهاده ، به بيان آنچه بر وى رفته است بسنده كرده . همين موجب آمده است كه بسا حوادث مهم تاريخ آن زمان به عمد از قلم افتاده يا به ايجاز بسيار بازگو شود . لاجرم ، اين خاطرات بيشتر به مسائل حكومتى نگارنده مربوطست تا كل مسائل مملكت و مسائل كلى آن روزگار . نسخهى اصلى خاطرات ، نه در يك دفتر كه بر اوراقى پراكنده تقرير گشته است . نخستين بار ، اين اوراق را مرحوم محمد على نظام ما فى ( نظام السلطنهى سوم ) گردآورده ، استنساخ كرده بود . انديشهى طبع اين قسمت ، از ايشان است و كوشندهى اوليه هم ايشان . پس از استنساخ ، طبع اثر را به استخاره وانهاده ؛ استخاره بر طبع آن توسط خانم معصومه نظام ما فى قرار گرفته بود . بر اين اقدام چندين و چند سال گذشته است . سال پيش بر آن شديم كه راه را ما به پايان بريم . بعد از مطالعهى اوليه ، طبع خاطرات را مفيد فايدت تاريخى يافته ؛ پس از آن ، مبالغى از مكاتبات را نيز بههمان سبب مهياى طبع ساختيم . نسخهى استنساخ شده را با متن اصلى مقابله كرده ، پارهيى جابجايىها و اندك التباس را كه در برخى مواضع و بعضى لغات روى داده بود ، رفع كرده و نسخهى حاضر را فراهم ساختيم . طى اين عمل ، يادداشتهايى پراكنده يافته شد كه نگارنده به قصد تكميل خاطرات تقرير كرده بود . برخى از آنها ، تفصيل حوادثى است كه به ايجاز در طى خاطرات آمده است و برخى ديگر نه . جاى دادن آن تفصيل و حذف موجز را دور از صواب يافتيم ؛ و لذا ، ضميمهى خاطرات را به طبع اين يادداشتها اختصاص داديم . برآنيم كه حجم اين يادداشتها و مقدار آنها ، بس بيش از آن بوده است كه اكنون . چرا كه تقرير بسيارى از حوادث را كه نگارنده به بعد ايكال كرده است ، در متن خاطرات نيافتيم . جستجوى در اسناد بازمانده نيز ، تنها به يافتن همان قدرى انجاميد كه در ضميمهى خاطرات جاى گرفته است . در ميزان صحت و صداقت نگارنده در بيان واقعات عمر خويش ، همين بس كه متن خاطرات با محتواى مكاتبات عجين است و ايندو مكمل يكديگر . در مقايسهى مكاتبات و خاطرات ، موضوعى را نيافتيم كه در شرح آن تضادى يا كه تناقضى روى نموده باشد . پايان خاطرات ، بدانگونه كه اكنون در دست است ، گواه است بر ناتمامى آن . متن حاضر با استعفاى امين السلطان به پايان مىآيد . حدس ما برآنست كه حسين قلى خان ، حوادث پس از اين واقعه را نيز نگاشته بوده است ؛ اما مع التأسف ، در طى زمان از دست شده است و بازيافتنش غير ممكن . در اينكه قسمت گمشده تا مرگ ايشان را مشتمل بوده است يا نه ، هيچ حدسى نمىتوان زد ؛ ولو اينكه بدانيم در بازپسين سالهاى عمر ، مشغلهى فراوان ، اندوه مرگ تنها پسر ، و خستگى و فرسودگى تسنه نه مجال و نه حال نگارش